عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
56
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
و چهار سال اندران بود ، تا آن ساخته كرد ، و بر دل دجله پل نهاد ، و آب فرات براند ، و رسم آب آسيا او آورد ، و پيش از آن دست آسيا بود ، و همدان [ 1 ] او بنا كرد ، و پادشاهى بزندگانى خويش به برادر [ 2 ] و پسر خويش داد ، نام او داراب بن بهمن و و هماى فرمود : تا كاريزهاى بسيار بيرون آورند ، و فرمود تا شهرها را باره كشيدند . داراب بن بهمن بن اسفنديار مردى عادل بود ، و رعيت را عدل فرمود و نامها نوشت به اطراف مملكت خويش ، و همه كارداران و مرزبانان را فرمود : كه هيچكس بيداد نكنيد و مپسنديد . و فرمود كه همه [ 3 ] دخل [ 18 ] ولايت را بخزانه آريد و حشم را از خزينه روزى دهيد . و رسم مهر نهادن بر درم او آورد ، و مرحلهء بريد [ 4 ] او نهاد ، و اسپان بريدرادم بريدن او فرمود ، و شهردار بكرد [ 5 ] او بنا كرد ، و دارابشاه بمصر او بنا كرد ، و مر پسر خويش دارا را وليعهد خويش گردانيد . دارا بن داراب چون دارا بر تخت سلطنت بنشست . سخت با كبر بود ، اما بر رعيت مهربان بود . و اسكندر بمقدونياى روم بپادشاهى بنشست ، و چون دارا بروم كس فرستاد بسبب مالى كه هر سال ، پدر اسكندر بفارس ميفرستاد ، ذو القرنين نداد ، و به روى بيرون آمد و حرب كرد ، و او را [ 6 ] هزيمت شد . و اندران هزيمت ، بندگان او به روى بيوفائى كردند و او را بكشتند ، و سر او پيش اسكندر بردند . چون اسكندر بدانست كه ايشان بندگان او بودند ، يكى وزير او بود ، و ديگر امير
--> [ ( 1 - ) ] هر دو نسخه : هندان ؟ اما بناى همدان در كتب تاريخ به هماى منسوب نيست . [ ( 2 - ) ] ب : بر آورد ؟ [ ( 3 - ) ] ب : كه دخل [ ( 4 - ) ] بريد : اطلاع رسانى و پوسته . [ ( 5 - ) ] هر دو نسخه : داراب بكرد ؟ [ ( 6 - ) ] ب : و دارا هزيمت